محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

994

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

[ خبر فتنه هاى عراق به روزگار مروان ] و به روزگار مروان آن وقت كه به شام اندر اين همه فتنه بود ، به عراق و خراسان هم فتنه ها بود . و فتنهء عراق آن بود كه عبد الله بن عمر بن عبد العزيز امير عراق و خراسان بود از قبل يزيد الناقص ، و عهد خراسان به نصر بن سيّار فرستاده بود . و مردى از طالبيان مدينه به عراق آمد از فرزندان جعفر الطيّار . و عبد الله بن عمر بن عبد العزيز به حيره بود به نزديك كوفه . و اين عبد الله بن معاويه سوى او شد به حيره . و او مر او را بزرگ كرد و بنواخت ، و به خليفت خويش به كوفه نامه نبشت كه او را نيكودار . و مردمان كوفه چون او را بديدند بزرگ داشتند . پس چون يزيد الناقص بمرد و ابراهيم بنشست ، اهل كوفه مر اين عبد الله را گفتند تا كى دولت بنى اميّه و بنى مروان گذرد ، و شما بنى هاشم خاموش همى باشيد . و حق شما را است . بيا تا ما با تو بيعت كنيم و اين حقّ را با حقّ دار بازآريم . و او به سخن كوفيان فريفته شد ، و با او بيعت كردند و مر او را امير المؤمنين خواندند . و او به واسط شد و آشكارا بيرون آمد و از آنجا به مداين شد و به حلوان بازآمد ، و به ماهين و همدان شد . و خلقى بسيار با او گرد آمدند و ستور و سلاح بساختند .